قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3569

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال پانصد و نودم « 1 » از رحلت خير البشر « 2 » از جمله وقايع اين سال آنكه در ماه جمادى الآخر كه ابتداى سال قوىييل بود تايانگ خان ، پادشاه نايمان ، يكى از مخصوصان خود جوقونان « 3 » نام را به رسم ايلچيگرى نزد پادشاه انگقوت « 4 » الاقوش تيگين قورى « 5 » ، فرستاد و پيغام داد كه « چنين شنيده شد كه در آن حدود پادشاهى به نويى پيدا آمده - و غرض او چنگيز خان بود - و ما در آسمان مىدانيم كه ما و آفتاب دواند ، ليكن در زمين [ چگونه ] دو پادشاه در ملكى باشند ؟ تو دست راست من باش و امداد كن تا كيش ؛ يعنى منصب سلطنت او ، بستانيم . » الاقوش چون اين پيغام شنيد ، يكى از مخصوصان خود توربيداش « 6 » نام را نزد چنگيز خان فرستاده حقيقت حال را اعلام و از دل و جان در سلك مطيعان چنگيز خان منتظم گشت . و چون چنگيز خان بر اين حال اطّلاع يافت در ابتداى اين سال لشكرى آراسته ، متوجّه حرب تايانگ خان شد . چون به موضع تمگه ين تولكينچؤت « 7 » رسيد ، امراى خود را جمع كرده در باب جنگ تايانگ خان مشورت نمود . امرا بالاتفاق گفتند كه « اسبان ما لاغرند ، آنها را فربه كرده متوجّه او شويم . » اوتچگين نويان ( عموى چنگيز خان ) گفت : « اى نوكران ! لاغرى اسب را چه بهانه مىسازيد ؟ مناسب دولت آن است كه پيش از آنكه خصم متوجّه ما شود ما به او جنگ رويم كه پيشدستى موجب هيبت خصمان مىباشد . » چنگيز خان را اين سخن بسيار خوش آمد . فى الحال به عزم جنگ او سوار شده به موضعى رفت كه آن را كلتكاى گفتند .

--> ( 1 ) . م : پانصد و نود و يكم . ( 2 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر . ( 3 ) . متن : حرماقان . ( 4 ) . متن : انكقرت . ( 5 ) . متن : لافوس كلين غورى . روضة الصفا : اولاقوش تگين . ( 6 ) . م : قوربيداش ؛ ش : بوربيداش . ( 7 ) . متن : عكه بدى لولكر جوت .